پیرمرد روستایی حرف نمی زند بر روی برگه ای مشکلات خود را می نویسد: سرطان حنجره دارم و تارهای صوتیم در آستانه از بین رفتن است، تمام زندگی ام را داده ام و الان در ادامه درمان با مشکل بی پولی مواجه ام...امیدم اول خدا و بعد شماست.

این بیمار که چندین دختر دارد و تحت پوشش یک نهاد حمایتی است ، هرماه شیمی درمانی می کند و مسیر روستا تا تهران و بیمارستان و هزینه های درمان هرماه برایش بالغ بر یک میلیون تومان هزینه در بر دارد.

خیریه مهرمبین در نظر دارد هزینه های وی را تا پایان سال بپردازد. به یاری شما خیران قول داده ایم که تمامی هزینه هایش را بپردازیم.



پ.ن: تا غروب سه شنبه ده مرداد تنها یک سوم هزینه های این بیمار تهیه شده است و فراخوان تا چمعه غروب ادامه دارد.  قابل ذکر است که در موسسه دهها بیمار سرطانی و بیماران دیگر در نوبت اند. همچنین پیرزنان تنها و بچه های یتیم ...از این رو چنانچه مازاد بر فراخوان پول جمع گردد صرف آنان می شود و در صف انتظار نمی مانند.